رضا نظریان

نوشته های من درباره موضوعات مختلف

مسیر سیاوش قمیشی، شاهکار بدون اغراق

۵ شنبه شب بود که قراربود مسیر بیاد. همیشه روزای اومدن اهنگ جدید سیاوش قمیشی یک روز خاص میشه. قبل اینکه بشنوم دیدم دو حالت میتونم داشته باشم: یا سطح انتظارم رو بیارم پایین چون  اهنگی در حد حسرت (که خیلی خوب بود اما نه عالی) رو قراره بشنوم یا ریسک کنم و منتظر یک اهنگ عالی باشم. باز مثل همیشه راه دوم رو انتخاب کردم 

مسیر سیاوش قمیشی، شاهکار بود

 شنیدنش کیف داشت . ترکیب صدای سیاوش با متن های پر امید، ترکیب ایده آلی که قبلا در پرواز، تاک، تکرار، رفیق و … شنیده بودیم

برای اینکه اهنگ دیرتر تکراری بشه، سعی می کنم بیشتر از یکی دوبار در روز گوش ندم و مهمتر اینکه با خودم نخونمش که خرابش کنم

سیاوش، جزو زیبایی های دنیاست

راهنمای خرید ویدئو پروژکتور، رعایت نکردن کپی رایت

چند سال پیش مطلبی با عنوان “راهنمای خرید و انتخاب وبدئو پروژکتور” نوشتم که نتیجه‌ی ساعت‌ها ترجمه از سایت‌های معتبر بود و در سایت شرکت قبلی که کار می‌کردم قرار دادم. خیلی از دوستان لطف کردند و مطلب را کپی کردند و در سایت‌های خودشان قرار دادند. برخی بدون هیچ تغییری، برخی با تغییرات کوچک در عنوان و برخی با اضافه کردن مطالب دیگر! بدون هیچ لینک یا اشاره ای به متن ترجمه‌ی من و دیدن زحمت‌هایی که کشیده شده است.

بعضی از سایت‌هایی که مطلب را کپی کردند و بدون اجازه با نام خودشان منتشر کردند، لیست زیر هستند:

it bazar

http://goo.gl/zCyYhQ

microteb

http://goo.gl/HRNfVZ

schoolkala

http://goo.gl/g1quwM

noavaran-eng

http://goo.gl/ijGn3R

projector.ir

http://goo.gl/LxK3Jc

aiico

http://goo.gl/5YOpn8

 

به دلیل اینکه آن مطلب بسیار قدیمی بود و دیگر کاربردی ندارد، مطلب جدیدی را به کمک همکاران شرکت تهیه کردیم و در سایت شرکتی که در حال حاضر کار می کنم قرار دادیم.عنوان این مطلب این است:

راهنمای جامع خرید ویدئو پروژکتور

این مطلب جدید نتیجه ی ساعت های زیاد ترجمه از سایت های مختلف و مخصوصا bhphotovideo و نوشتن تجربیات خود و همکاران بخش فنی در زمینه ویدئوپروژکتور است. مطلب جدید بسیار کامل است و قرار هست بطور مرتب به روزرسانی شود.

به زودی مطلب را در سایتهای مختلف و با نام های متفاوت خواهیم دید 🙁

فروشنده‌ی روی کشتی

حدود ۱ ماه پیش سفری به ترکیه (استانبول) داشتم. یکی از فعالیت هایی که توریست ها انتخاب می کنند، سفر با کشتی به جزایر نزدیک استانبول مثل بیوک آدا ست. وقتی در کشتی نشسته بودیم، آقایی با یک پلاستیک وارد شد و شروع به صحبت کردن کرد. به زبان ترکی و بدون هیچ مقدمه ای. توجه همه رو جلب کرد. با صدای بلند و مطمئن. قصد فروش وسیله ای رو داشت که برای پوست کندن میوه های مختلف مثل گوجه فرنگی و خیار استفاده می شد. وسیله ی پلاستیکی و بسیار ارزان. به عنوان نمونه خیار و گوجه ای رو پوست می‌کند و از دستاش آب میریخت. با انگشت هم قیمت رو نشون می‌داد. خیلی برام جالب بود. خیلی تو ذهنم موند. یک فروشنده ی واقعی بود. تصور کردنش برام سخته که یکدفعه شروع کنم بین آدم هایی که اکثرا زبون من رو متوجه نمیشن، بلند بلند صحبت کردن و نمایش نوع کاربرد اون وسیله. اعتقاد اون فرد به محصولش واقعا جالب بود. می فهمم که ممکنه اون اعتقاد از نیاز به پول اومده باشه اما بهرحال خیلی آموزنده بود. اتفاقا چند نفری هم خریدن. با خوشحالی و خنده هم خریدن. اعتقاد به کاربردی بودن محصولت و خجالت نکشیدن از فروش و تعریف از جنس اون فرد خیلی برام جالب بود. اون فروشنده که در اون شرایط جنس میفروخت، پس اگر فروشنده‌ی یک شرکت، تو محیط کاری واقعی با محصولات بهتر قرار بگیره، خیلی موفق می‌تونه باشه.

افکار مثبت و منفی‌ای که اون فرد ممکنه که قبل انجام کار داشته، خیلی متفاوت می‌تونه باشه:

افکار منفی:

  • مردم بهم می‌خندن
  • بهم نخندن ازم نمی‌خرن
  • ممکنه تحقیر بشم
  • ممکنه بعدا من رو ببینن و به هم نشونم بدن
  • در موردم قضاوت می‌کنن که ببینین چقدر بی‌پول شده که حاضره اینکارو بکنه
  • ناراحت میشن که حواسشون رو پرت کردم
  • که چی بشه، اونها که نمی‌خرن
  • و…

 

افکار مثبت‌:

  • اتفاقا چون کارم یکم عجیبه، برای توریست ها جالبه
  • مردم تو کشتی بیکارن و مثل یک شو چند دقیقه‌ای میشه و اگر نخرن هم جالب هست براشون
  • اون ها اصلا ظاهر من رو یادشون نمی‌مونه
  • اگر کسی من رو مسخره کنه، مشکل اونه. من یک فروشنده‌ام و محصولم اینه. اتفاقا این نشون میده چقدر فروشنده‌ی خوبی‌ام و به کسانی جنس میفروشم که اصلا نمیتونیم باهم حرف بزنیم
  • ممکنه عده‌ای هم بخرن که فوق‌العادست
  • مردم فکر می کنن من بجای خیلی کارهای بد، با این روش پول در میارم و برای خودم یا خونوادم می برم
  • و ..

اما من تو دهنم می‌گفتم، دمت گرم

زندگی مشترک آقای محمودی وبانو : قضاوت های ادم ها و دیدگاه های متفاوت

فیلم ، بسیار خوب بود و دو نکته ی بسیار مهم داشت .
١- این که ادم ها معمولا خیلی راحت در مورد هم قضاوت می کنند ، با دونستن اطلاعات بسیار کم . فیلم بخوبی نشون میده که این قضاوت ها تقریبا یا شاید همشون اشتباه بودن .
همه ی شخصیت ها خیلی خیلی راحت ، بدون داشتن اطلاعات کافی در مورد هم قضاوت میکنن ، حتی از لباس پوشیدن یک نفر ، قبل از اینکه کوچکترین ارتباطی باهاش شروع کرده باشن و یا حتی از نزدیک دیده باشنش . خیلی زیبا در فیلم میبینیم که نه تنها شخصیت های داخل فیلم در مورد هم قضاوت میکنن که بیننده هم در مورد همه ی کاراکترها قضاوت می کنه و تو خود فیلم مشخص میشه که تقریبا همه ی قضاوت های هممون اشتباه بوده . این قضاوت های سریع ما ، خیلی به زندگی واقعی نزدیک بود .

ما واقعا زود قضاوت میکنیم در مورد ادم ها ، خود من هم همچنین بودم و این انقدر راحته که اصلا متوجهش نبودم . ازین دیدگاه ، فیلم کاملا موفق بوده ، حتی بعد از تموم شدن فیلم ، هنوز مواردی از قضاوت اشتباه شخصیت ها درباره هم ( که توی خود فیلم نشون داد اشتباه بوده ) یاد ادم میاد ، نمونش این که اقای محمودی فک میکرد دخترش با کسی تلفنی حرف میزنه و میبینیم وقتی استرس داره ، با خودش حرف میزده
این موضوع ، من رو یاد صحبت سروش صحت در برنامه شام ایرانی انداخت که میگفت این روزها درگیر این مساله ام که اصلا در مورد ادم ها قضاوت نکنم و این بسیار کار سختیه
٢- میشه کمی با اغراق به همه ی شخصیت های فیلم حق داد و تفاوت دیدگاه ادم ها با هم ، نکته دیگه ی بسیار جالب داستان هست . این تفاوت ها الزاما به معنای خوب بودن یا بد بودن یک طرف رابطه نیست . من خودم میتونستم اولا واقعا دیدگاه همه رو درک کنم و دید خودم در مورد روابط درست یا سالم ، ترکیبی از همه نظرها بود . فیلم با این فرض جلو میرف که همه ادم های راستگویی بودن و طرفشون رو ( حداقل در اول رابطه ها شون ) دوست داشتن اما تفاوت های فراوون و اساسی در دیدگاهشون داشتن و این مشکلات زیادی رو ایجاد کرده بود .

از اشکالات فیلم این بود که جاهایی ، بیش از حد و شاید بی دلیل پیچیده میشه و جاهایی بیش از حد ساده
در کل از دیدن فیلم واقعا لذت بردم . هم موضوعات و بازی ها خوب بود و هم فیلم بسیار خوش ساختی بود

محبت سیاوش قمیشی

بعد از مدت ها که خیلی دوست داشتم در مورد “محبت” بنویسم، به دلیل تعطیلی ۳ روزه خوشبختانه وقت شد که حرفام رو بگم. نظرات شخصیم رو گفتم و فقط شوق نوشتنی که برای این اهنگ داشتم، خواستم که ارضا بشه.

مشخص ترین ویژگی این شعر، اینه که بسیاری از شعرهای قدیمی سیاوش توش استفاده شده. رسمی که خواننده‌های دیگر هم استفاده کردن و بعضیا خوب شدن و بعضیا بد. بد وقتی پیش میاد که در کل شعر مفهوم درستی نداشته باشه و در واقع تلاش بیش از حد شاعر برای گنجوندن حداکثر لغات آشنا باعث میشه شعر در کل نکته معنی‌داری نداشته باشه و در حد تجدید خاطرات بمونه. اما محبت داستان دیگه‌ای داره. کلیت شعر بسیار با مفهومه. اینجوری میشه تصور کرد: شاعر، طرفدار قدیمی و به قول خود سیاوش hardcore fan بوده و با شعرهای سیاوش زندگی کرده و خاطرات فراوونی داره.
شاعر از زبان سیاوش قمیشی ، نامه نگاری های سیاوش با طرفداراش رو نوشته که هر دو طرف نامه ، با شعرهای قدیمی سیاوش با هم صحبت می کنن.
شعر، گفتگو  و نامه نگاری دو طرفه کاملا صمیمانه و دوس داشتنی سیاوش قمیشی و طرفدارهاش هست. خوبیه بزرگ شعر اینه که حرفای که سیاوش از روی شعر شاعر خونده به صحبت های خود سیاوش خیلی نزدیک و شبیه. شاعر محترم، با شناخت بسیار خوب از سیاوش و دقت توی شعراش و حتی رابطه طرفدارها با سیاوش، شعر رو سروده .
سیاوش در مورد ترک وطن، احساس غربت، عشق و محبت تو مصاحبه‌هاش صحبت کرده و نظرش رو گفته. مخصوصا شاید از دید خیلیا نقطه‌ی عطف شعر، این قسمت باشه که میگه :
من میگم خسته شدم از شب و دلتنگی و غربت / تو میگی زندگی اینه ، درد تو درد محبت
اینکه سیاوش عشق رو تو زندگی ، همه چیز میدونه، واقعا نظر خود سیاوش‌ه.

نزدیک بودن نظرات واقعی سیاوش با متن شعر و در واقع مسیر فکری تقریبا ثابت سیاوش در طول سال ها و صداقتی که حتی خود سیاوش ازش بعنوان مهم ترین ویژگی شخصیتش معرفی میکنه، از نکات بسیار خوب داستان هست.

شاید سیاوش می تونست بخاطر نظر بقیه این کارو اجرا نکنه. به این معنی که بگه خب اگر من از خودم بخونم که “تومیگی صدات همیشه متن خاطرات من بود” این خودخواهی و خودشیفتگی منه. اما شخصا مطمینم طرفدار سیاوش این حرف براش واقعیته. البته نه تنها فقط سیاوش، برای خیلی از ما ، خیلی خواننده ها تو ذهنمون موندن و خاطرات غمگین و شادی باهاشون داریم. حالا در مورد سیاوش خیلیا با خیلی شعرا و اهنگاش واقعا خاطره دارن. در واقع اینکه سیاوش میتونه تشخیص بده این صحبت یک واقعیته و نه یک تعریف از خود، دلنشینه.

نکته مهم دیگه‌ی داستان، قسمت هایی از شعره که مستقیما لغات اشعار قبلی رو نمیگه اما با دقت برای یک شنونده یاداور اهنگ خاصی میشه. این هم به مفهوم شعر، عمق خاصی میده. نمونش وقتی سیاوش میشه من میگم بهای این عشق واسه من ترک وطن بود، من رو بشدت یاد جنگل بدون ریشه میندازه. داستان یکیه.

وقتی خونه شده بود مثل جهنم ، ماباویزای بهشت بریدیم از هم / حالا تو برزخ بدبینی اسیریم ، نمیتونیم ریشمونو پس بگیریم

توضیح کوتاه در مورد ویدئو هم اینکه محبت جزو برترین ویدئوهای سیاوش بود. مثل بی تو، یادگاری، الکی . گرفتن تصاویری از خود سیاوش برای ما که طرفدارشیم و شخصیت دوست داشتنیش رو به تصویر کشیدن در ساده ترین حالت مثل خودن یک نوشیدنی، نوشتن، پشت میز نشستن، نامه پست کردن و… واقعا زیبا، ساده، دلنشین و خسته نشدنی بود.

من میگم اگه میخوندم / واسه خاطر دلت بود
تو میگی طلوع من باش / خیلی زوده واسه بدرود

سیاوش خسته است. نا امید نیست اما خسته است. بقول خودش تو طوفان زندگی ما اون برگی نیستیم که بوسه‌ی باد بهش می‌خوره. ما اون درختیم که باید پابرجا بمونیم. اما مطینا فشارها ادم رو خسته می کنه. سیاوش میگه من تو تمام این سال ها برای دل تو می خوندم اما خسته ام و میشه دیگه نخونم؟ ما میگیم نه، نمیشه، چون طلوع ما بودی و باش. خیلی برای اینکار زوده. تا جای ممکن می خوایم به تعویق بندازیم این داستان نخوندن رو.

من میگم خسته شدم از شب و دلتنگی و غربت / توی میگی زندگی اینه درد تو درد محبت

سیاوش میگه از تاریکی و دلتنگی و غربت خسته شدم و ما می گیم قبول داریم رفیق، می‌فهمیم. درد تو، درد منم هست. محبت. جالبه خیلی که تو همین نوشتن نکاتی برام مشخص میشه که قبلا دقت نکرده بودم. با توجه به دید سیاوش و نظرش در مورد خیلی مسایل مثل خودشناسی، پرواز، خودت بودن، نقاب نزدن، اوج گرفتن و… که مخصصا در آهنگای جدیدش بیشترهم دیده میشه، شب در اینجا، میتونه به مفهوم نادانی و تاریکی ذهن هم باشه.

من میگم بهای این عشق / واسه من ترک وطن بود

سیاوش میگه بهای سنگینی دادم برای این محبت و عشق شما و وطنمو ترک کردم. حرفی که همونطور که در بالا گفتم، من رو یاد جنگل بدون ریشه میندازه.

و اوج شعر بنظر من: صدات همیشه متن خاطرات من بود

واقعا چقدر قشنگ. یادمه ها اولین باری که شعر رو گوش کردم، متوجه کلیت داستان نشدم اما وقتی رسید به این قسمت، کاملا مشخص بود این تعریفی درست از شخص سیاوش قمیشی‌ه. من خودم با تاک، قصه‌ی گل و تگرگ، رفیق و… خاطره دارم و اینکه صدای سیاوش به من آرامش و در عین حال شوق زندگی میده، مساله‌ای بوده که همیشه بوده و شنیدن این قسمت شعر برای من خیلی دلنشین بود و اصل مطلب به خوبی ادا شد و واقعا از شاعر ممنونم. لحظاتی از زندگی که ذهنم بهم ریخته است، گم کردم یه چیزایی رو، بی انرژی‌ام، بدون انگیزه‌ام، صدای سیاوش برام انرژی بخشه و اغراق نیست که نه تنها متن خاطرات و متن زندگی‌ه. مخصوصا وقتی به تمام شعرها نگاه می‌کنم، شخصیتی دوست داشتنی پشت داستان هست که اون دیدش به دنیا تقریبا ثابت و مشخص بوده و هست. شخصا آهنگایی از سیاوش که توش امید و انگیزه‌ی زندگی هست رو بیشتر از همه می‌پسندم مثل تاک، پرنده، چوب خط، خداجون، رفیق.

در نهایت، محبت یکی از بهترین‌های سیاوش بود. اهنگی که واقعا ادم وقتی یکبار پخشش می‌کنه بازم دوست داره چندبار دیگه هم گوش بده. ساده، صمیمی، خودمونی و واقع بینانه .

سیاوش قمیشی ؛ صداقت ، خود شیفتگی

چند وقت پیش مطلبی به عنوان خودشیفته مثل سیاوش قمیشی رو خوندم . نویسنده به اصطلاح روشن فکر و با جسارت ، سعی کرده بود سیاوش قمیشی رو از همه لحاظ و تا جایی که می تونست خراب کنه . از قیافه و شخصیت و صدا و غرور و … گفت و گفت تا به هدفش برسه . مطلب رو خودتون بخونید و من اینجا نمی ذارم تا سایتم کثیف نشه

این هم پاسخ من بود که براش ایمیل کردم :

آقای نویسنده عزیز . من نمیشناسمت ، اینجا هم وب تو هستشو هرچی دلت بخوادمیتونی بگی و همچین حقی داری . اما بذار بت دوستانه یاد بدم ، این سیاوشی که تومیگی، خاطره ساز خیلی از ماهاست ، لحنی که شمادارین بسیار زشت و بی ادبانه است که قطعا نشون دهنده طرز تفکر اشتباه تویه . اولا لطفا و خواهشا حق به خودت نده هرچی به دهنت میادو بگی که خب اصلا کاردرستی نیس . یعنی به هیچ وجه همچین جایگاهی نداری . حالا بذا یکم اطلاعاتی بت بدم که بدونی .
1- محسن چاوشی خواننده خوبیه و من دوسش دارم ، اما اگه از 100 نفر بپرسی اوایل کار تقلید کیو میکرد ، خیلیامیگن بت . این آدم خودشیفته در مورد محسن چاوشی گفت اینکه تقلیدمی کنه برای خودش خوب نیس، بهتره بعدیه مدتی مسیره خودشو بره ،مثل فرهاد که از جایی که خودش شد طرفدار پیداکرد . و من اتفاقا ایشونو دوس دارم چون شبیهه منه .
2- سیاوش واقعا آهنگ ساز بزرگیه ، جزو معدود آهنگ سازهای موسیقی پاپ ماست که بصورت آکادمیک تحصیلات داره . البته کسایی که تواسم بردی هم انسان های قابل احترامی هستن اما تویی که اینارومیگی تا سیاوشو خراب کنی ، به بیراهه میری
3- سیاوش شاید تو خواننده های پاپ ، تنها کسی باشه که این همه شعر می خونه تا بهترین هارو ازتوشون انتخاب کنه . خیلی مواقع از شاعر هایی استفاده می کنه که ناآشنا هستن و خودش میگه این باعث میشه معروف بشن و این کار قطعا با ارزشه
4- این که تو جو میگیرتت و از یکی خوشت میاد یا اینجوری بدت میاد به خودت بستگی داره ، این ارتباطی با میلیون ها نفر طرفدار سیاوش نداره .همونطور که میگی صدای نشنیده علیرضا قمیشی رو دوسداری و این عین جو گرفتگیه . منم صدای علیرضا رو دوس دارم اما چون خودم صداشو شنیدم نه به دلایلی که تو داری
5-ببین حرفات می تونی چه تاثیری رو بقیه بذاره ، تو نویسنده ای و من برای این کارت احترام قایلم ، لطفا بیشتر دقت کن چی میگی. اشتباه کردی اگه یک ذره حرفات باعث بشه کسی از کسی بدش بیاد
6- چیزهایی مثل زیپ شلوار و آقای مثلا خواننده ،بسیار زشته و  .
8- من نشنیدم این حرف شهره رو اما چون میگی پس گفته ، این نظر اونه مگه تو دلایلشو میدونی که به این زودی قضاوت می کنی . سیاوش با خیلیا کار کرده ، 3تا آلبوم از ابی که تقریبا بهترین های ابی هستش ، آهنگ های قدیمی منصور ، لیلا ، احمد نبی زاده ، داریوش و … .مثلا آلبوم نبی زاده خیلی آلبوم خوبی شده و …
9 -مرتبا به سبک محسن ناخنک می زنید
این که دیگه اصلا صحبتی نداره .
10 – خواننده ای به غایت زشت و با صدایی معمولی
بنظرت بهترنیس در مورد ظاهر افراد نظر ندی .
–حالا تو اگه ازصداش خوشت نمیاد یا اصلاشخصیتش ، نظر شخصیته و قابل احترام اما توهین به کسی که سال هاست داره کارمی کنه و زحمت میکشه ، بی انصافیه دوست من

dell streak ، گجتی که مرز بین اسمارت فون ها و تبلت رو از بین برد

مرز بین اسمارت فون و لپ تاپ تا قبل از امدن تبلت ، کاملا مشخص بود. کار اپل باعث شد این مرز رو گجتی به اسم تبلت پر کنه. آی پد به این دلیل که قابلیت تلفنی نداشت، خودش رو از اسمارت فون ها جدا نگه می داره اما با اومدن گلکسی تب قضیه فرق کرد. خیلی زود، تبلت وارد بازی تلفن شد. هرچند گلکسی تب ٧ اینچی بود و نسبت به رقیبش قابل حمل تر، اما به عنوان یک گوشی که مستقیما کاربر در کنار گوشش بگیره و صحبت کنه، اصلا مناسب نبود و خود سامسونگ هم تلفن کردن باهاش رو فقط از طریق هدست و یا اسپیکر ممکن کرده بود. البته مشکل فقط خود مکالمه کردن بود. چون ارسال و دریافت اس ام اس با گلکسی تب (طبق تجربه چند روزه‌ی من) بسیار جالب هم هست. دل استریک، گجتی هست که کاملا مرز بین اسمارت فون و تبلت رو از بین برد و این خبر خوبی برای خیلی‌هاست. از اونجا که صفحه ۵ اینچی داره، می تونه وب گردی و مطالعه ایبوک و کارهای مشابه رو بسیار بهتر و کاربردی تر از اسمارت فون انجام بده. از طرفی اونقدر کوچیک هست که در جیب جا بشه.
حالا کسانی که به دنبال تبلتی بودن که بتونن اون رو با خودشون حمل کنن، می‌تونن دل استریک ۵ اینچی رو انتخاب کنن. شخصا بعد از اشنایی با این محصول و خوندن ریویوهای تخصص و عمومی مختلف، از اون خیلی خوشم اومد و به زودی اون رو خریداری می کنم. البته نظر اصلی و واقع بینانه‌تر در مورد این که این وسیله تا چه حد می تونه مناسب باشه، بعد از کار با اون مشخص‌تر میشه. در حال حاضر از ای پاد تاچم استفاده می کنم و خیلی خیلی از کار باهاش لذت می‌برم اما صفحه‌ی اون برای وب گردی کوچیکه و به دنبال صفحه‌ی بزرگ تری بودم. چون یکی از مهم ترین کارهای من با گجت همراهم، نوشتن نت هست و نیاز دارم همیشه اون رو همراهم داشته باشم، به سمت آی پد نرفتم. این رو هم بگم که تو اولین برخوردم با ای پد، رزولیشن بسیار پایین اون بدجوری تو ذوق می زد و اصلا انتظار این رو نداشتم. مثل وقتایی که ادم تازه ویندوزشو عوض می‌کنه و هنوز درایور کارت گرافیکش نصب نیست! با کمال تعجب، اپل رزولیشن آی پد٢رو هم افزایش نداده. شاید در آی پد ٣
تجربه‌ی کار با گلکسی تب خوب بود اما برای حمل همیشگی، هنوز هم بزرگ بود و چون دل استریک قابلیت تلفنی رو هم داره، احتمالا می‌شه همیشه همراه کاربر و تو جیبش باشه و هم به عنوان تلفن و هم تبلت ازش استفاده کرد.

پ ن ١: این پست رو به عنوان تست، از طریق اپ وردپرس بر روی آی پاد تاچم نوشتم. جالبه واقعا

MobileRSS ، اپلیکشنی برای خواندن فید های گوگل ریدر از طریق آیفون / آی پاد تاچ

مواد مورد نیاز !
– علاقه به خواندن فید
– استفاده از گودر برای فیدخوانی
– آیفون / آی پاد تاچ
اگر شما هم به خواندن فید (این کار لذت بخش) علاقه دارید و از گودر برای این کار استفاده می کنید، اولین راه برای فیدخوانی با آیفون / آی پاد تاچ، مراجعه به سایت گوگل ریدر هست. سایت موبایلی گودر، هرچند برای مطالعه در صفحه‌های کوچک بهینه شده اما خیلی جذاب نیست. همچنین مواقع زیادی هم پیش می آد که گودر، فیلتر است .
بعد از کمی جستجو برای پیدا کردن اپلیکشنی برای آی پاد تاچم که بتونم فید خوانی رو به روشی پاکیزه و جدید تجربه کنم، نرم افزار Mobile RSS رو پیدا کردم. این اپ، مخصوص خواندن فیدهای گوگل ریدر هست. فقط کافیه تا اکانت گوگل رو به نرم افزار داد و لیست کامل فیدها رو مشاهده کرد. از خوبی‌های این اپ اینه که وقتی آنلاین هستین،  فیدها رو سینک می‌کنه و در حالت آفلاین، می‌تونین فیدهاتون رو بخونین و فعالیت های مثل Keep Unread, Like, Star, Share و بسیاری کارهای دیگر رو انجام بدین. این فعالیت‌ها سیو میشه و وقتی دوباره آنلاین شدین، نرم افزار، کارهاتون رو با گودر سینک می کنه.

صفحه‌ی فید ویولت در آی پاد تاچ من با اپلیکیشن MobileRss

MobileRSS ویژگی‌های خوب دیگه‌ای هم داره و جزو اپلیکیشن‌هایی شده که من همیشه ازش استفاده می‌کنم و دیگه کمتر پیش می‌آد برای خوندن فید از کامپیوتر استفاده کنم.
نسخه‌ی رایگان این اپلیکیشن، همان نسخه‌ی کامل است و فقط دارای تبلیغات می باشد که اصلا اذیت کننده نیستند.

سلام جهان!

تابحال چندین بار این اتفاق اقتاده که سایتی رو شروع کردم و عامل بزرگ تنبلی باعث شده تو همین یک پست اول کارش تموم شده! امیدوارم که شوق نوشتن و اشتراک گذاری که دارم در من بمونه تا این وبلاگ پربار بشه. هدف من از ایجاد این سایت، انتشار مطالبی هست که فکر می‌کنم همونطور که برای من جالب و مفید بوده، می‌تونه برای عده‌ای از شماها هم باشه. امیدوارم که اینطور باشه. قطعا مطالبی که می‌نویسم کاملا تازه و ارجینال هست و کپی از سایت‌های دیگه نخواهد بود.

پ ن: طرحی که برای سایتم انتخاب کردم مخصوصا می‌خوام اینطور باشه تا هم از نظر ظاهری ساده باشه و هم سرعت لود بالایی داشته باشه.