فروشنده‌ی روی کشتی

حدود ۱ ماه پیش سفری به ترکیه (استانبول) داشتم. یکی از فعالیت هایی که توریست ها انتخاب می کنند، سفر با کشتی به جزایر نزدیک استانبول مثل بیوک آدا ست. وقتی در کشتی نشسته بودیم، آقایی با یک پلاستیک وارد شد و شروع به صحبت کردن کرد. به زبان ترکی و بدون هیچ مقدمه ای. توجه همه رو جلب کرد. با صدای بلند و مطمئن. قصد فروش وسیله ای رو داشت که برای پوست کندن میوه های مختلف مثل گوجه فرنگی و خیار استفاده می شد. وسیله ی پلاستیکی و بسیار ارزان. به عنوان نمونه خیار و گوجه ای رو پوست می‌کند و از دستاش آب میریخت. با انگشت هم قیمت رو نشون می‌داد. خیلی برام جالب بود. خیلی تو ذهنم موند. یک فروشنده ی واقعی بود. تصور کردنش برام سخته که یکدفعه شروع کنم بین آدم هایی که اکثرا زبون من رو متوجه نمیشن، بلند بلند صحبت کردن و نمایش نوع کاربرد اون وسیله. اعتقاد اون فرد به محصولش واقعا جالب بود. می فهمم که ممکنه اون اعتقاد از نیاز به پول اومده باشه اما بهرحال خیلی آموزنده بود. اتفاقا چند نفری هم خریدن. با خوشحالی و خنده هم خریدن. اعتقاد به کاربردی بودن محصولت و خجالت نکشیدن از فروش و تعریف از جنس اون فرد خیلی برام جالب بود. اون فروشنده که در اون شرایط جنس میفروخت، پس اگر فروشنده‌ی یک شرکت، تو محیط کاری واقعی با محصولات بهتر قرار بگیره، خیلی موفق می‌تونه باشه.

افکار مثبت و منفی‌ای که اون فرد ممکنه که قبل انجام کار داشته، خیلی متفاوت می‌تونه باشه:

افکار منفی:

  • مردم بهم می‌خندن
  • بهم نخندن ازم نمی‌خرن
  • ممکنه تحقیر بشم
  • ممکنه بعدا من رو ببینن و به هم نشونم بدن
  • در موردم قضاوت می‌کنن که ببینین چقدر بی‌پول شده که حاضره اینکارو بکنه
  • ناراحت میشن که حواسشون رو پرت کردم
  • که چی بشه، اونها که نمی‌خرن
  • و…

 

افکار مثبت‌:

  • اتفاقا چون کارم یکم عجیبه، برای توریست ها جالبه
  • مردم تو کشتی بیکارن و مثل یک شو چند دقیقه‌ای میشه و اگر نخرن هم جالب هست براشون
  • اون ها اصلا ظاهر من رو یادشون نمی‌مونه
  • اگر کسی من رو مسخره کنه، مشکل اونه. من یک فروشنده‌ام و محصولم اینه. اتفاقا این نشون میده چقدر فروشنده‌ی خوبی‌ام و به کسانی جنس میفروشم که اصلا نمیتونیم باهم حرف بزنیم
  • ممکنه عده‌ای هم بخرن که فوق‌العادست
  • مردم فکر می کنن من بجای خیلی کارهای بد، با این روش پول در میارم و برای خودم یا خونوادم می برم
  • و ..

اما من تو دهنم می‌گفتم، دمت گرم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *